www.nima.link

0 %
نیما رحیمی
مشاور توسعه کسب و کار و تحول دیجیتال
  • مهندسی فناوری اطلاعات، دانشگاه علم و صنعت ایران
  • MBA دانشگاه تهران
  • DBA دانشگاه امیرکبیر
  • دارای پروانه مشاوره مدیریت و آموزش در توسعه کسب و کار
  • عضو کمیسیون مشاوران سازمان نظام صنفی، رایانه ای استان تهران
  • عضو اتاق بازرگانی تهران
  • مترجم کتاب بازی بلند مدت (نشر هورمزد)

چرا پروژه های تحول دیجیتال شکست می‌خورند؟

۴ اسفند ۱۴۰۴

بیایید با یک صحنه آشنا شروع کنیم: قراردادهای سنگین با شرکت‌های نرم‌افزاری بسته شده، لایسنس‌های SAP، Oracle، Odoo یا مایکروسافت داینامیکس خریداری شده و تیم فنی ماه‌هاست که شبانه‌روز کار می‌کند. روز موعود (Go-live) فرا می‌رسد، سیستم بالا می‌آید و… هیچ اتفاقی نمی‌افتد. یا بدتر از آن، هرج‌وجرح شروع می‌شود. کارمندان سیستم جدید را دور می‌زنند، داده‌ها غلط وارد می‌شوند و مدیران با حسرت به هزینه‌هایی نگاه می‌کنند که انگار دور ریخته شده است.

اگر این تجربه برایتان آشناست، باید بدانید که شما تنها نیستید. اما مقصر کیست؟

خیلی‌ها انگشت اتهام را به سمت تکنولوژی می‌گیرند: «این نرم‌افزار برای ما بومی نشده بود» یا «رابط کاربری‌اش سخت است». اما بیایید روراست باشیم؛ اگر دستی در آتشِ پیاده‌سازی ERP یا پروژه‌های تحول دیجیتال داشته باشید، حقیقت را می‌دانید:

نرم‌افزار پروژه را نمی‌کُشد؛ فرهنگ سازمانی قاتل آن است.

فناوری، هرچقدر هم پیشرفته، فقط یک ابزار است. ابزار نمی‌تواند عادت‌های کهنه را اصلاح کند. ابزار نمی‌تواند ذهنیتِ «ما همیشه همین‌طوری کار می‌کردیم» را تغییر دهد. قاتل اصلیِ هر تحول دیجیتالی، همان قوانین نانوشته، ترس از شفافیت و مقاومت‌های پنهانی است که در لایه‌های زیرین سازمان نفس می‌کشند.

بسیاری از مدیران تصور می‌کنند تحول دیجیتال یعنی «دیجیتالی کردنِ فرآیندهای فعلی». این بزرگترین اشتباه است. تحول دیجیتال یعنی تغییرِ شیوه تفکر و تعامل آدم‌ها با هم. تا زمانی که فرهنگِ سازمان تغییر نکند، بهترین ERP جهان هم فقط یک ماشین گران‌قیمت است که راننده‌ای برای آن ندارید.

تکنولوژی فرهنگ را اصلاح نمی‌کند؛ این فرهنگ است که به تکنولوژی اجازه بقا می‌دهد.

چک‌لیست حیاتی قبل از شروع (پیشنهاد ما)

قبل از اینکه بودجه سال بعد را صرف خرید ماژول‌های جدید کنید یا ایده بزرگ بعدی‌تان را لانچ کنید، لطفاً ترمز کنید. نگاهی به دور و برتان بیندازید و این ۴ سوال سخت را از خودتان بپرسید. پاسخ صادقانه به این سوالات، سرنوشت پروژه شما را مشخص می‌کند:

۱. آیا تیم‌های شما هم‌راستا هستند یا «جزیره‌ای»؟ آیا واحد فروش با انبار حرف می‌زند؟ یا هر کس دورِ خودش دیوار کشیده و اطلاعات را احتکار می‌کند؟ ERP ذاتاً برای یکپارچگی است؛ در سازمان‌های جزیره‌ای، ERP مثل پیوند زدن عضو به بدنی است که آن را پس می‌زند.

۲. آیا رهبران سازمان «الگو» هستند یا فقط «دستور» می‌دهند؟ آیا مدیران ارشد خودشان از سیستم جدید استفاده می‌کنند و شفافیت را می‌پذیرند؟ یا انتظار دارند بقیه تغییر کنند ولی خودشان به روش‌های سنتی (تلفن و اکسل‌های شخصی) چسبیده‌اند؟

۳. آیا فرآیندها «صاحب» دارند یا همه «شانه خالی می‌کنند»؟ وقتی مشکلی پیش می‌آید، آیا کسی مسئولیت فرآیند را می‌پذیرد؟ یا با جملاتی مثل «این مشکل سیستم است» یا «به واحد ما ربطی ندارد» روبرو می‌شوید؟ سیستمی که متولی دلسوز نداشته باشد، یتیم می‌ماند و می‌میرد.

۴. فرهنگ شما تغییر را «بغل می‌کند» یا بی‌سروصدا آن را «خفه می‌کند»؟ گاهی مقاومت آشکار نیست. همه در جلسه تایید می‌کنند، اما در عمل کار خودشان را می‌کنند. این «قتل خاموشِ» تحول دیجیتال است.

کلام آخر

به یاد داشته باشید که پروژه‌های ERP و تحول دیجیتال، در دیتابیس‌ها و سرورها شکست نمی‌خورند. آن‌ها دقیقاً در همان فضای خالیِ بین آدم‌ها، در سوءتفاهم‌ها و در عدم اعتمادهاست که به بن‌بست می‌خورند.

روی آدم‌ها سرمایه‌گذاری کنید، نه فقط روی لایسنس‌ها.

ارسال شده در تحول دیجیتال
نوشتن دیدگاه
کلیه حقوق محفوظ است.
طراحی و توسعه توسط: دیجینگ